از منصور حلاج تا فاضلاب های اطلاعاتی

در برابر شطحیاتی که منصور حلاج گفته بود فتواهای مختلفی داده شد.
ابن داوود، رئیس مکتب فقه نوحنبلی:
آنچه که حلاج می گوید خلاف حقیقت است و قتل او واجب است.
ابن سریج، رئیس مکتب فقه شافعی:
او مردی است که من نمی توانم احوالش را تشخیص دهم. لاجرم در باب او کلمه ای نخواهم گفت.

ابن داوود کتاب ”الزهره” را در زمینه عشق به نگارش درآورده بود اما از درک عینی عشق عاجز بود. یعنی یک فرد در عالم ذهنی می تواند یک مفهوم را بسیار زیبا تحلیل کند و با منطقی خاص ابعاد آن را مشخص گرداند اما زمانی که همین شخص با صورت عینی آن مفاهیم در عالم واقعی رو به رو می شود، از تشخیص حدود و صغور آن عاجز می ماند.
محل خطر اینجاست که چون برای آن پدیده ی عینی، ما به ازایِ ذهنیِ ناقص دارد لذا این ذهنیات مانع شناخت صحیح موضوعات بیرونی می شوند و به عبارتی ذهن زمانی که از مفاهیم ناقص پر باشد، روی حقیقتِ ما به ازا هایِ عینیِ آن مفاهیم، سایه می اندازد و ممکن است دامنه ی این کار تا فتوای قتل حسین بن منصور حلاج هم کشیده شود.
اما شخصیتی مانند ابن سریج که در زمینه حرف های حلاج، خالی الذهن بود، سکوت اختیار کرد.
امروزه ذهن ها از فاضلاب های اطلاعاتی مانند اینستاگرام و سایر OTT ها تغذیه می کنند و جایگاه انگاره های علمی و تفکر سیستماتیک و استدلالی در آن ها خالی است.
اساسا مفاهیم ذهنی جدید، ما به ازای خارجی ندارند. لذا بشر امروز از عالم واقعیت فاصله گرفته و به دامان مجاز می گریزد و این عالم مجازی همان فاضلاب اطلاعاتی است و این تولیدِ سیکل معیوب می کند.
عدم توانایی در تطبیق انگاره های ذهنیِ درست با واقعیات عینی، منصور را به دار آویخت، حال معلوم نیست اگر انگاره های ذهنی غلط و سطحی باشند باید منتظر به دار کشیده شدن چند منصور دیگر باشیم.
گذشته از تمام این بحث ها، فتوای ابن سریج به عنوان یک گزاره اخلاقی درخشان، تا ابد بر تارک فقاهت اسلامی خواهد درخشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *